السيد موسى الشبيري الزنجاني

2452

كتاب النكاح ( فارسى )

مطرح مىشود و چه بسا اين قيد در سؤال سائل هم بوده و لذا دلالت بر مفهوم نمىكند ، از طرف ديگر ، حكم اين مسأله خلاف روايات فراوان و تسلّم بين اصحاب است و همين مضمون در روايات مشابه ديگرى هم در جواب سؤال وارده شده ، به اين جهات ، بايد گفت اين روايت هم در جواب سؤال بوده و مفهوم ندارد . بنابراين ، اين روايات دليل بر تقييد آن مطلقات نمىشود . نكتهء دوم : اين جمله « مهرها واجب » كه در روايات هست به چه معنى است ؟ مراد از اين جمله در اين روايات اين نيست كه تمام المهر بواسطه لمس بر شوهر استقرار مىيابد ، يا به اين معنا كه يكى از اسبابى كه موجب مىشود تمام مهر بر عهده زوج استقرار يابد لمس او باشد ، بلكه مراد يكى از دو معنى است معنى اول : جمله « مهرها واجب » در مقابل اصل مهر است يعنى اگر نكاح كرد مهر بر عهده شوهر ثابت ( واجب ) مىشود ، اما دلالتى بر اينكه تمام المهر واجب مىشود ندارد . معنى دوم : « مهرها واجب » يعنى تمام مهر واجب مىگردد ولى وجوب مهر اعم از اين است كه به نحو مستقر باشد يا متزلزل و منافات ندارد كه بعداً وجوب از بين برود . و به نظر ما قول اصح اين است كه به نفس عقد ، تمام المهر بر عهده زوج مىآيد ، لكن طلاق قبل از دخول موجب تنصيف آن مىشود و دخول ، موجب استقرار مهر مىگردد و اين روايت هم مؤيد همين نظريه است . نكتهء سوم : ممكن است كسى توهّم كند ، مراد از اين جمله ، تعيين نكاح معاطاتى است كه با ملامسه انشاء زوجيت شده است ، در اينجا بيان دو امر لازم است : امر اول : ( توضيح معناى نكاح معاطاتى : ) كسانى كه قائل به بحث نكاح معاطاتى هستند ، چنين مىگويند كه ، نكاح معاطاتى اين است كه انسان با انجام عملى كه بدون تحقق زوجيت جايز مىباشد ، قصد ازدواج با زنى را نمايد ، مثل اينكه زنى را به خانه خود بياورد . - و لذا اين كه بعضى ، خيال كرده‌اند ، نكاح معاطاتى اين است كه با وقاع ، كسى قصد